در حالیکه آسمان بالای سرم
آبی تر از آبی است ...
یعنی اگه می شد یه گوش خودتو که بپیچونی اوول ترشح شه تو شکمت، یه گوش دیگتو که بپیچونی اسپرم بپاشه روش، خیلی عالی می شد نه؟
بعدشم عالی میشد اگه امکانش بود که بشینی مسابقه اسپرماتو تماشا کنی که چه طور از سر و کول اوولا بالا میرن. پنجاه تا بچه می آوردم. قد و نیم قد.
بعد هم ......
می دادم پرورشگاه بزرگشون کنه. چون اصلا" حوصله بچه رو ندارم.*
* کافه پیانو، فرهاد جعفری
فقط این موقع هاست که دوست داشتم با سرعت وحشتناکی بروم توی یکی از همان مزارع چشم نواز باقالی که موقع رانندگی بدجوری مرا به خود می خوانند.
همان موقع هاست که آرزو می کردم عشق تو هم لحظه ای تنها لحظه ای جای گاز و ترمز را با هم اشتباه کند .
ولی ....