تبليغاتX
زن دات کام
من همچنان هستم

در حالیکه آسمان بالای سرم

آبی تر از آبی است ...

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 11:47 توسط مینو |

کاش یه راهی وجود داشت که آدم خودش می تونس خودشو بچه دار کنه

یعنی اگه می شد یه گوش خودتو که بپیچونی اوول ترشح شه تو شکمت، یه گوش دیگتو که بپیچونی اسپرم بپاشه روش، خیلی عالی می شد نه؟

بعدشم عالی میشد اگه امکانش بود که بشینی مسابقه اسپرماتو تماشا کنی که چه طور از سر و کول اوولا بالا میرن. پنجاه تا بچه می آوردم. قد و نیم قد.

بعد هم ......

می دادم پرورشگاه بزرگشون کنه. چون اصلا" حوصله بچه رو ندارم.*


* کافه پیانو، فرهاد جعفری

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:27 توسط مینو |

بعضی وقتها آنقدر اگزیستانسیالیست میشوی در مرور تصمیمات مصممانه ای که سالها پیش گرفته ای و تمام شده اند و رفته اند پی کارشان که وقتی همه چیز میشود همان چیزی که می خواستی دلشوره نافرم بذری تخیلی می افتد توی دلت و ...

فقط این موقع هاست که دوست داشتم با سرعت وحشتناکی بروم توی یکی از همان مزارع چشم نواز باقالی که موقع رانندگی بدجوری مرا به خود می خوانند.

همان موقع هاست که آرزو می کردم عشق تو هم لحظه ای تنها لحظه ای جای گاز و ترمز را با هم اشتباه کند .

ولی ....

+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 9:23 توسط مینو |